خیال دلتنگ

چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 ساعت 18:05

خب عصر یکی از آخرین روزهای اردیبهشت دلم کوچیک و تَر شده و درست وقتی که به دیوار تکیه دادم و زل زدم به ساعتِ چوب و فیروزه  ی روی دیوار که امروز ، انگار نمیخواد جلو بره فکر میکنم 

بعد از مدت ها و بعد از ، از سر گذروندن کلی حس خشم و عصبانیت و گاهی وقتا عشق و بعضی وقتام نفرت و حتی گاهی وقتا؛ در واقع بیشتر وقتا ، بی حسی دوباره دلتنگت شدم 

امسال هرجا دیدم از اردیبهشت و دلبرانگی هاش گفتن حمله کردم که مگه چی دیدین از این ماه و آب و هواش و انقد هی خدایا لطفا شیش ماه تمدیدش کن و خب که چی آخه کی میدونه اردیبهشتم مثل هزار تا چیز لعنتی دیگه منو یاد تو میندازه که تو روز از دور برام چراغ زدی و من با یه لبخند گنده جلوی فرمونداری سوار ماشینت شدم برای اولین و آخرین بار و آخه کی میدونه دلم برات پَر پَره و صدام به هیچ جا نمیرسه

بعضی وقتا یه فکرای عجیبی میاد تو سرم و خودم خندم میگیره اما خب فکره دیگه میاد و میره گاهی وقتام نمیره بعضی فکرام رویان و حسرت داشتنشون به دلت میمونه

مثلا دیروز عصر داشتم فکر میکردم چقد دلم میخواد خواهر نداشتت باشم و این روزای اردیبهشتی بخندم و سرخوش و خوشحال تو حال تدارک عروسی داداش بزرگم باشمو و کیف دنیارو کنم و هیچوقتم نگران هیچ دستی نباشم که بیاد و برای همیشه تورو  ازم بگیره و ته قلبم مطمئن باشم تو اگه حتی عروسیم کنی منو همیشه دوسم داری و همیشه مال منی 

بیخیال احوالت چطوره ؟

هوامو داره

جمعه 21 اردیبهشت 1397 ساعت 21:29

سحر مسیج داده رفتی دکتر؟ میگم نه میگه چرا اونوقت ؟! (قشنگ میتونم تصور کنم که یه دونه از ابروهاشو داده بالا و دهنشم کج کرده وقت گفتن این "چرا اونوقت")

میگم حوصلم نشده (الکی گفتم فقط بی حوصلگی نبود ترسیدم )

میگه خب خودم فردا که برت داشتم به زور بردمت میفهمی باید سر حوصله بیای 

یه ایموجی خنده میذارم میگم شیمی خوندی؟

میگه به تو ربطی نداره بحث عوض نکن آره خوندم ولی فقط دو فصل آخر پونزده نمره داره همین دوتا فردا بعد امتحان میریم

میگم فردا نه دوشنبه هم نه چهارشنبه  بعد امتحان زبان میرم میگه با هم میریم فهمیده ترسیدم آخه میگه نترس هیچی نیست و یه ایموجی لب برام میفرسته منم براش یه بوسه میفرستم و تو دلم ذوق میکنم که انقد هوامو داره

بعضیا

سه‌شنبه 18 اردیبهشت 1397 ساعت 08:09

خب بعضیام اینجورین دیگه کاریش نمیشه کرد

با فحش دادن به پدر و مادر من و لرزوندن تن جد گرامم تو گور بهم ابراز لطف میکنن

مجبورت نکردم بیای بخونی که فحش دادنت چیه خب

ای بابا

معرفی + چک آپ

سه‌شنبه 18 اردیبهشت 1397 ساعت 00:16

قبل از اینکه توضیح بدم چطوری باید چک آپ رو انجام بدیم باید یه نکته ای رو بگم

من سرطان ندارم من مشکوک به سرطان پستانم و چک آپ نهایی همه چیزو مشخص میکنه یعنی مامو گرافی تو چک آپ اولیه مشکوک بودم و دارم خودمو آماده میکنم که اگر واقعا بود روحیمو نبازم خب قبول دارم تو پست قبل بد توضیح دادم ببخشید

و اینکه خب مرسی که به فکرم بودی دوست عزیز که نفهمیدم با این سه نقطه ای که  به جای اسمت گذاشتی  رویایی یا دوست عزیز که اگر رویایی ادبیاتت اینه اشکال نداره اگرم دوست عزیزی توهم ادبیاتت اینه اشکال نداره اما اگر یه دوست عزیز دیگه ای هستی دوست عزیز یه خورده ملیح تر باش عزیزم

اما چک آپ

خب برای هر خانومی چه جوون و چه پیر ممکنه این مشکل پیش بیاد این سرطان شایع ترین علت مرگ برای خانوم هاست و خیلیا باهاش دست و پنجه نرم میکنن بیشتر تو سنین ۳۲ سال  به بالا اتفاق میفته اما خب اصلا عجیب نیست که توی سنین پایین تر هم کسی بهش مبتلا بشه  فقط کمی نادره 

شما به عنوان یک خانوم مخصوصا اگر توی سن خطرناک هستین باید ماهانه یه سری کار هارو انجام بدین که باعث میشن اگر خدایی نکرده به سرطان مبتلا بودین زودتر بفهمید و طبیعتا راحت تر از پسش بربیاین 

هر ماه با دست ناحیه سینه زیر بغل و نواحی که غدد لنفاوی قرار گرفتن رو لمس کنید اگر توده ای سفت ثابت(بدون حرکت) و بدون درد رو احساس کنید ممکنه این غده یه غده ی سرطانی باشه  بعد از اینکه غده شروع به رشد و حرکت کنه درد هم احساس میشه درد های شدید به صورت تیر کشیدن از ناحیه ی سینه به سمت بقیه نواحی علائمی که گفتم رو توی دوران پریودتون بهتر میتونید تشخیص بدین اما این تشخیص قطعی نیست و ممکنه توده ای که  شما فکر میکنید غده ی سرطانیه یک توده ی چربی باشه یا چیز دیگه ای بجز سرطان  اگر خودتون متوجه شدید و نگرانتون کرد اول به پزشک عمومی تون مراجعه کنید و در صورت صلاح دید اون به پزشک متخصص زنان و زایمان مراجعه کنید 

من توی مرحله ی چک آپم یعنی خودم علایم رو احساس کردم به پزشک مراجعه کردم مراقبت سلامت رو انجام دادم و تا حدودی علائمم خطرناک به چشم میومدن و قراره به متخصص مراجعه کنم و بعد از اون سونو گرافی و مامو گرافی اما هنوز مشخص نیست که سرطان باشه یا نه و ببخشید اگر نگرانتون کردم  

در مورد درمان و بقیه مسائل بعدا حرف میزنم 

خودمم هنوز خیلی سوال دارم

شب بخیر 

مهمان ناخوانده ی من

دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 ساعت 18:56

چیز زیادی تا کنکور نمونده و توی هوای اردیبهشتی همینجوریشم من بعد از ظهر که میشه با بیچارگی درسمو میخونم و برناممو تموم میکنم با یکی تو سر خودم و یکی تو سر کتاب زدن اما بالاخره میخونم چون همش تو سرمه که باید بشه و من میدونم که میشه حسش میکنم 

تو این احوال بی حالی و هوای همش خوابالوی اردیبهشت حالا من یه مهمون ناخونده دارم یه مهمون عزیز که از قبل صدای قدماشو شنیده بودم اما جدیش نگرفته بودم و حالا که خودی نشون دا ده همش تو فکرشم شاید عجیب باشه که میگم عزیز اما خب نمیدونم چرا ازش نمیترسم و منتظرم کارشو شروع کنه یه حسی بهم میگه نترس میره همونجوری که یهویی اومد همونجوریم یهویی میره این مهمون (عزیز) برخلاف ناخونده بودنش چندان تو خانواده ی ما ناشناخته و غریبه نیست قبلا هم دوستاش سراغمون و گرفتن آخریش امیر بود که تسلیم شد اما من که قرار نیست تسلیم شم مثل مامانم که تسلیم نشد 

مهمون من اما با مهمون مامان و دایی و بی بی فرق داره مهمون من مونثه یه جورایی فمنیسته یه خورده بداخلاق تر از هم خانواده های دیگشه فقط مهمون خانوما میشه واسه همینه میگم مونثه و کمترم پیش میاد که میزبان های جوون و انتخاب کنه اما حالا خب میلش کشیده و دستشو گذاشته رو زنگ خونه ی من تو هیجدهمین بهار زندگیم و وقتی که دارم آماده میشم برای یه اتفاق مهم (همون کنکور خودمون)  

من به کسی خبر اومدنشو ندادم آخه میدونستم بقیه مث من فکر نمیکنن اما دستمو گذاشتم رو شونشو گفتم حالا که اومدی دیگه کاریش نمیشه کرد ولی فک نکنی میتونی کنگر بخوری و لنگر بندازیا زود باید بری اینجا مهمون خونه نیست منم مهمون نواز نیستم پس زودی برو پی کارت درضمن من خودم کچلم لازم نکرده کچلم کنی  اون هیچی نگفت حتما با خودش فک کرده ولش کن جوگیر شده دو روز دیگه که از پاش انداختم میفهمه اما خب باید بگم کور خونده 

خب این اولین بار بود که انقد خودمو قوی میدیدم و خب به خودم افتخار میکنم 

حواستون به خودتون باشه دخترا و هر یه ماه یه بار چک آپ خونگی رو انجام بدین اینجوری خیلی زود میفهمین که یه مهمون ناخونده دارین و زود تر میتونین راهیش  کنین

زندگی قشنگه 

بعدا بیشتر درمورد این دست تازم حرف میزنم :)

( تعداد کل: 89 )
   1       2       3       4       5       ...       18    >>