X
تبلیغات
زولا

خل و چل بازی

پنج‌شنبه 20 خرداد 1395 ساعت 20:57

امروز باز پنج شنبه بود و خوب انگار پنجشنبه گره خورده به خوشی کردنای من

من با این دوست جانکم فاطمه رفتیم بریم بگردیم قدم بزنیم

خوب من خیلی خیلی خیلی فرش دوس دارم عاشق  فرشم و یه فرش فروشی روزگارم سر خیابون ما هست که از دور فرشاش خیلی قشنگن و آرزوی دیرینه ی من این بود که برمو و اون فرشارو نگاه کنم ولی هیچوقت رومون نمیشد بعد یه بارم که ما رومون میشد بسته بود امروز رفتیم تو فرش فروشیه  آقاهه گفت بفرمایین خانوم چه فرشی میخواین چه سایزی چه طرحی و از اینا بعد من یه نگا به فاطی انداختم یه نگا به مرده گفتم اقا ببخشید من یه چیزی بگم مسخرم نمیکنین ؟ با تعجب گفت نه خانوم !گفتم آقا ما خیلی فرش دوس داریم اومدیم فقط نگاه کنیم قیافه ی مرده تو اون لحظه دیدنی بود زد زیر خنده گفت نا امیدم کردی فک کردم پول داری ولی بعدش همه ی فشارو با مشخصات کامل بهمون نشون داد انقد قشنگ بودن که نگو بعد رفتیم فرش فرهی فرش همه چیز تمام ولی به اون نیتمونو نگفتیم فرشاشم یکیش فقط قشنگ بود اصلنم همه چیز تمام نبود بعد رفتیم نگار خانه که بسته بود نگار خونه نزدیک مخابراته جلو مخابراتم کلی کیوسک تلفن عمومی هست گفتم فاطی بیا از اول تا اخر گوشی همه ی تلفنارو برداریم و نذاریم سر جاشون اولش گفت باشه بعد گفت نه فقط یکیش بعد همون یکیم که برداشت گذاشت سر جاش من خودم تنهایی همرو برداشتم گفت نکن دوربین داره ها گفتم خوب داشته باشه چیکار کنم بعدم که اخرین تلفنو برداشتم یه پیرمرده از تو مخابرات دیمون داد زد اوهووووووی منم گفتم فاطی بدووووو و زدم زیر خنده تا سر کوچه دویدیم بعد که برگشتیم دیدیم پیرمرده اصلا به خودش زحمت نداده از اداره بیاد بیرون بعد رفتیم من کاغذ کادو گرفتم انقد قشنگن تو امیرکبیر که داشتیم میرفتیم من کاغذ کادو بخرم از جلو ارایشگاهی که موهامو کوتاه میکنم رد شدیم بهش گفتم گفت تو موهات همیشه کوتاهه خواستی عروسی کنی چیکار میکنی ؟ گفتم گناه داره بچه ی مردم خر من شه گفت خوب اگه یه مرد خیلی مومنی اومد خواستگاریت چی ؟ گفتم اون موقع من گناه دارم گفت وای به دیانا میگه موهاتو بکن تو به نامحرم نگاه نکن روسریتو بکش جلو بهش چی میگی ؟ گفتم میگم گفت چی میگی گفتم میگم گفت مرض چی میگی گفتم اجرنا من النار یا مجیر زدم زیر خنده گفت کوفت تا اخرش از بس اینو خوندم اونم دیگه هی میگفت دعای مجیره محسن نامجو خونده شنیدین ؟

انقد دعاهرو خوب خونده


نظرات (2)
جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 16:46
ای جان خیلی خوب بود خوش به حالت دیانا:))
امتیاز: 0 0
دیانا:
اره خیلی خوش گذشت
جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 13:02
چه حس خوبی داره این متن، لبخند آورد رو لبام
مجیرش که ناقصه ولی قشنگ خونده
امتیاز: 0 0
دیانا:
مرسی
واقعا ناقصه من نمیدونستم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.